درسنامه آموزشی عربی (1) کلاس دهم انسانی
درس 7: صِناعَةُ النِّفطِ
﴿هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها﴾ هود: 61
او شما را از زمین پدیدآورد و خواستار آباد کردن آن از شما شد.
صِناعَةُ النِّفطِ
صنعت نفت
کَیفَ نَحصُلُ عَلَی النِّفطِ؟
چگونه نفت را به دست میآوریم؟
یَستَخرِجُ الْإنسانُ النِّفطَ مِنْ باطِنِ الْأَرضِ؛ وَ هٰذَا الِاسْتِخراجُ فی بَعضِ الْأَوقاتِ یَستَغرِقُ وَقتاً طَویلاً، لِأَنَّ الْحَفْرَ یَکونُ فی طَبَقاتِ الصُّخورِ.
انسان نفت را از درون زمین استخراج میکند و گاهی این استخراج وقت بسیاری میگیرد؛ زیرا حفر در طبقات صخرههاست.
فی إیران ثَرَواتٌ کَثیرَةٌ فی باطِنِ الْأَرضِ؛ بِلادُنا غَنیَّةٌ بِالنِّفطِ وَ الْغازِ وَ هیَ تُصَدِّرُ قِسماً مِنهُما إلَی الْبُلدانِ الصِّناعیَّةِ.
در ایران ثروتهای بسیاری درون زمین وجود دارد. کشور ما سرشار از نفت و گاز است و بخشی از آنها را به کشورهای صنعتی صادر میکند.
عَرَفَ الْإنسانُ النِّفطَ مِن قَدیمِ الزَّمانِ وَ کانَ یَجمَعُهُ مِن سَطحِ الْأَرضِ وَ یَستَفیدُ مِنهُ کَوَقودٍ وَ لِمُعالَجَةِ الْأَمراضِ الْجِلدیَّةِ.
انسان نفت را از دیرباز شناخته است و آن را از سطح زمین جمع میکرد و به عنوان سوخت و برای درمان بیماریهای پوستی از آن استفاده میکرد.
یَحفِرُ الْعُمّالُ بِئراً وَ یَضَعونَ أُنبوباً فیها، فَیَصْعَدُ النِّفطُ بوِاسِطَةِ الْأُنبوبِ، وَ یُفتَحُ وَ یُغلَقُ الْأُنبوبُ بِحَنَفیّاتٍ.
انسان چاهی را حفر میکند و در آن لولهای میگذارد. نفت به وسیلۀ لوله بالا میرود. لوله با کلیدهایی باز و بسته میشود.
نَقلُ النِّفطِ عَبْرَ الْأَنابیبِ أَقَلُّ خَطَراً وَ نَفَقَةً مِن نَقلِهِ بنِاقِلاتِ النِّفطِ؛ وَ لِتَسهیلِ نَقلِ النِّفطِ بِواسِطَةِ الْأَنابیبِ عَبْرَ الْمُنحَدَراتِ تُسْتَخدَمُ آلاتٌ لِتَقلیلِ الضَّغطِ حَتَّی تَبقَی الْأَنابیبُ سالِمَةً.
انتقال نفت از راه لولهها کم خطرتر و کم هزینهتر از انتقال آن از راه نفت کشهاست و برای آسان سازی انتقال نفت به وسیلۀ لولهها از سرازیریها دستگاههای کاهش فشار استفاده میشود تا لولهها سالم بمانند.
لِإیران تَجارِبُ کَثیرَةٌ فی صِناعَةِ نَقلِ النِّفطِ عَبْرَ الْأَنابیبِ وَ هیَ مِنْ أَکبَرِ الدُّوَلِ الْمُصَدِّرَةِ لِلنِّفطِ وَ أَنجَحِها فی مَدِّ خطُوطِ الْأَنابیبِ وَ صیانَتِها مِنْ أَماکِنِ الْإنتاجِ إلَی أَماکِنِ الِاسْتِهلاکِ.
ایران تجربههای بسیاری در صنعت انتقال نفت از راه لوله دارد و از بزرگترین کشورهای صادر کنندۀ نفت و موفّقترین آنها در کشیدن خطوط لوله و نگهداری آنها از مکانهای تولید تا مکانهای مصرف است.
عَلَی امْتِدادِ الْأَنابیبِ توجَدُ أَعمِدَةُ اتِّصالاتٍ کَمَحَطّاتِ إنذارٍ، وَ لَوحاتٌ تَحذیریَّةٌ بِاللَّونِ الْأَصفَرِ تُحَذِّرُ الْمُواطِنینَ مِنْ حَفْرِ الْأَرضِ لِبِناءِ عِمارَةٍ أوَْ للِزِّراعَةِ؛ وَ یَجِبُ عَلَی کُلِّ مُواطِنٍ صیانَةُ هٰذِهِ الْأَنابیبِ وَ الِاتِّصالُ بِالشَّرِکَةِ عِندَ مُشاهَدَةِ الْخَطَرِ.
در امتداد لولهها دکلهای مخابراتی به عنوان ایستگاههای هشدار وجود دارند و تابلوهای هشدار به رنگ زرد هم میهنان را از کندن زمین برای ساخت ساختمان یا کشاورزی بر حذر میدارد و بر هر هم میهنی واجب است که از این لولهها نگهداری کند و هنگام دیدن خطر با شرکت [خطوط لوله و مخابرات شرکت نفت] تماس بگیرد.
نَحصُلُ مِنَ النِّفطِ عَلَی مُشتَقّاتٍ کَثیرَةٍ کَالْبِنزینِ وَ الزُّیوتِ؛ وَ لِلنِّفطِ اسْتِعمالٌ آخَرُ فِی الصِّناعَةِ، فَیُصنَعُ مِنهُ الْمَطّاطُ وَ الْعُطورُ وَ الْأَدویَةُ وَ مُبیداتُ الْحَشَراتِ، وَ مَوادُّ التَّجمیلِ وَ مَعجونُ الْأَسنانِ وَ السَّمادُ الْکیمیاویُّ وَ غَیرُها.
از نفت فراوردههای بسیاری مانند بنزین و روغن به دست میآوریم و نفت در صنعت استفادۀ دیگری دارد، از آن پلاستیک، عطر، دارو، حشره کش، موادّ آرایشی، خمیر دندان، کود شیمیایی و غیره ساخته میشود.
کَیفَ یُنقَلُ النِّفطُ وَ إلَی أَینَ؟
نفت چگونه و به کجا انتقال داده میشود؟
یُنْقَلُ النِّفطُ مِنَ الْآبارِ أَوِ الْمَوانِئِ إلَی الْمَصافی عَبْرَ الْأَنابیبِ.
نفت از چاهها یا بندرها به پالایشگاهها از راه لولهها منتقل میشود.
ثُمَّ تَنْقُلُ النّاقِلاتُ مُشتَقّاتِ النِّفطِ مِنَ الْمَصافی إلَی مَحَطّاتِ الْوَقودِ فِی الْبِلادِ.
سپس نفت کشها مشتقّات نفت را از پالایشگاهها به ایستگاههای سوخت در کشور انتقال میدهند.
واژهنامه
| آبار: چاهها «مفرد: بِئر» | تَحذیریَّة: هُشدار آمیز | مَطّاط: پلاستیک، کائوچو |
| اِتِّصالات: مخابرات | حَصَلَ عَلَی: به دست آورد | مُنحَدَر: سرازیری |
| اِستَعمَرَ: خواستار آبادکردن شد | سَماد: کود | مَوادُّ التَّجمیلِ: موادّ آرایشی |
| اِستَغرَقَ وَقتاً طَویلاً: وقتی طولانی گرفت | صَدَّرَ: صادر کرد | مَوانِئ: بندرها «مفرد: میناء» |
| اِستِهلاک: مصرف | صُخور: صخرهها | ناقِلاتُ النِّفطِ: نفتکشها |
| أَقَلُّ خَطَراً: کم خطرتر، کم خطرترین | صیانَة: نگهداری، تعمیر | وَقود: سوخت (موادّ سوختی) |
| أُنبوب: لوله «جمع: أنابیب» | غاز: گاز | یَجِبُ: واجب است، باید |
| أَنجَح: موفّقتر، موفّقترین | مُبیدَةُ الْحَشَراتِ: حشره کش | یَضَعونَ: قرار میدهند |
| إنذار: هُشدار | مَحَطَّة: ایستگاه | وَضَع: قرار داد / یَضَعُ: قرار میدهد |
| أَنشَأَ: پدیدآورد، آفرید | مَدُّ خُطوطِ الْأَنابیبِ: کشیدنِ خطوط لوله | یُفتَحُ: باز میشود |
| بُلدان: کشورها «مفرد: بَلَد» | مَصافی: پالایشگاهها «مفرد: مَصفَی» | یُغلَقُ: بسته میشود |
| بِناء: ساختن، ساختمان | مُصَدِّرَة: صادرکننده | یُنقَلُ: منتقل میشود |
| عَبْرَ : از راهِ | اِتِّصال: تماس گرفتن |
عَیِّنِ الصَّحیحَ وَ الْخَطَأَ حَسَبَ نَصِّ الدَّرسِ
1- لِبِلادِنا تَجارِبُ کَثیرَةٌ فی صِناعَةِ نَقلِ النِّفطِ عَبْرَ الْأَنابیبِ. درست
کشور ما در صنعت انتفال نفت از راه لولهها تجربههای زیادی دارد.
2- یَستَفیدُ الْإنسانُ مِنَ النِّفطِ فی صِناعَةِ مَوادِّ التَّجمیلِ. درست
انسان از نفت در صنعت مواد آرایشی استفاده میکند.
3- عَلَی امْتِدادِ الْأَنابیبِ لا توجَدُ أَعمِدَةُ اتَّصالاتٍ. نادرست
در امتداد لولهها ستونهای برق وجود ندارد.
4- یُنقَلُ النِّفطُ مِنَ الْبِئرِ إلَی میناءِ التَّصدیرِ. نادرست
نفت از چاه به بندر صادرات منتقل میشود.
5- نَقلُ النِّفطِ عَبْرَ الْأَنابیبِ أَکثَرُ خَطَراً. نادرست
انتقال نفت از طریق لولهها، پر خطرتر است.
اخِْتَبِرْ نَفْسَکَ
أَکْمِلْ تَرجَمَةَ الْعِباراتِ التّالیَةِ، ثُمَّ أَعرِبِ الْکَلِماتِ الْمُلَوَّنَةَ.
1- ﴿شَهرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقرآن﴾ اَلْبَقَرَة: 185
ماه رمضان که در آن قرآن نازل شد.
شَهرُ: مبتدا و مرفوع به ضمه
الْقرآن: نایب فاعل و مرفوع به ضمه
2- ﴿وَ إذا قُرِئَ الْقرآنُ فَاسْتَمِعوا لَهُ﴾ اَلْأعراف: 204
و هرگاه قرآن خوانده شود به آن گوش فرا دارید.
الْقرآنُ: نایب فاعل و مرفوع به ضمه
3- ما عُبِدَ اللهُ بِشَیءٍ أَفضَلَ مِنْ أَداءِ حَقِّ الْمُؤمِنِ. اَلْإمامُ الّصادِقُ (ع)
خداوند به چیزی برتر از به جای آوردنِ حق مؤمن ............
الْأَشیاءُ: نایب فاعل و مرفوع به ضمه
4- تُعْرَفُ الْأَشیاءُ بِأَضدادِها.
چیزها به کمک متضادهایشان شناخته میشوند.
الْأَشیاءُ: نایب فاعل و مرفوع به ضمه
5- أَغْلَقَ السّائِقُ بابَ حافِلَةِ الْمَدرَسَةِ.
راننده درِ اتوبوس مدرسه را بست.
السّائِقُ: فاعل و مرفوع به ضمه
بابَ: مفعول و منصوب به فتحه
الْمَدرَسَةِ: مضاف الیه و مجرور به کسره
6- طَبَخَتْ والِدَةُ سَعیدٍ طَعاماً لَذیذاً.
مادر سعید خوراک خوشمزهای پخت.
والِدَةُ: فاعل و مرفوع به ضمه
سَعیدٍ: مضافالیه و مجرور به تنوین جر
طَعاماً: مفعول و منصوب به تنوین نصب
حِوارٌ: مَعَ مَسؤولِ اسْتِقبالِ الْفُندُقِ
در گروههای دو نفره شبیه گفتوگوی زیر را در کلاس اجرا کنید.
| با مسئول پذیرش هتل | |
| اَلسّائِحُ گردشگر |
مَسؤولُ الِاسْتِقبالِ مسئول پذیرش |
| رَجاءً، أَعطِنی مِفتاحَ غُرفَتی. لطفاً کلید اتاقم را به من بده. |
ما هوَ رَقَمُ غُرفَتِکَ؟ شماره اتاقت چند است؟ |
| مِئَتانِ وَ عِشرونَ. دویست و بیست. |
تَفَضَّلْ بفرما |
| عَفواً، لَیسَ هٰذا مِفتاحَ غُرفَتی. بخشید این کلید اتاق من نیست. |
أَعتَذِرُ مِنکَ؛ أَعطَیتُکَ ثَلاثَمِئَةٍ وَ ثَلاثینَ. از تو عذر میخواهم، شماره 330 را به تو دادم. |
| لا بَأسَ، یا حَبیبی. ما هیَ ساعَةُ دوَامِکَ؟ اشکالی ندارد دوستم، ساعت کار تو چند است؟ |
مِنَ السّادِسَةِ صَباحاً إلَی الثّانیَةِ بَعدَ الظُّهرِ؛ ثُمَّ یَأتی زَمیلی بَعدی. ز شش صبح تا دو بعد از ظهر؛ سپس همکار بعدیام میآید. |
| مَتَی مَواعِدُ الْفَطورِ وَ الْغَداءِ وَ الْعَشاءِ؟ وقتهای صبحانه و نهار و شام چه زمانی است؟ |
اَلْفَطورُ مِنَ السّابِعَةِ وَ النِّصفِ حَتَّی التّاسِعَةِ إلّا رُبعاً؛ اَلْغَداءُ مِنَ الثّانیَةَ عَشْرةَ حَتَّی الثّانیَةِ وَ الرُّبعِ؛ اَلْعَشاءُ مِنَ السّابِعَةِ حَتَّی التّاسِعَةِ إلّا رُبعاً. صبحانه از هفت و نیم تا یک ربع به نه است؛ ناهار از دوازده تا دو و ربع؛ شام از هفت تا یک ربع به نه. |
| وَ ما هوَ طَعامُ الْفَطورِ؟ غذای ناهار چیست؟ |
شایٌ وَ خُبزٌ وَ جُبنَةٌ وَ زُبدَةٌ وَ حَلیبٌ وَ مُرَبیَّ المِْشمِشِ. ای و نان و پنیر و کره و شیر و مربای زردآلو. |
| وَ ما هوَ طَعامُ الْغَداءِ؟ غذای ناهار چیست؟ |
رُزٌّ مَعَ دَجاجٍ. برنج با مرغ. |
| وَ ما هوَ طَعامُ الْعَشاءِ؟ و غذای شام چیست؟ |
رُزٌّ مَعَ مَرَقِ باذِنجانٍ. برنج با خورشت بادمجان. |
| أَشکُرُکَ. از تو تشکر میکنم. |
لا شُکرَ عَلَی الْواجِبِ. تشکر لازم نیست.(وظیفهام است.) |
التَّمارین
اَلتَّمْرینُ الْأوَّلُ (صفحهٔ 91 کتاب درسی)
أَیُّ کَلِمَةٍ مِنْ کَلِماتِ الْمُعجَمِ، تُناسِبُ التَّوضیحاتِ التّالیَةَ؟
1- مَکانٌ عَلَی ساحِلِ الْبَحرِ تُشاهَد السُّفُنُ إلَی جَنبِهِ. (المیناء: بندر)
مکانی در ساحل دریا که در کنارش کشتیها دیده میشود.
2- حُفرَةٌ عَمیقَةٌ یُستَخرَجُ الْماءُ أَوِ النِّفطُ مِنها. (البِئر: چاه)
حفرهای که از آن آب یا نفت استخراج میشود.
3- مادَّةٌ کَالْبِنزینِ وَ النِّفطِ وَ الْغازِ. (الزَیت: روغن)
مادهای مانند بنزین و نفت و گاز.
4- اَلِاسْتِعمالُ وَ الِاسْتِفادَةُ. (الإستهلاک: استهلاک)
به کار بردن و استفاده کردن.
5- اَلْحِفاظُ عَلَی الْأَشیاءِ. (الصّیانة: نگهداری)
نگهداری از اشیا
اَلتَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 91 کتاب درسی)
ضَعْ فی الْفَراغِ کَلِمَةً مُناسِبَةً مِنَ الْکَلِماتِ التّالیَةِ. «ثَلاثُ کَلِماتٍ زائِدَةٌ»
اِستِهلاکِ / سَمادٌ / سائِلٌ / تَنقُلُ / تَستَغرِقُ / سُفُنٌ / الْمَحَطَّةِ
1- وَقَفَتِ الْحافِلَةُ فی الْمَحَطَّةِ حَتَّی یَذهَبَ الْمُسافِرونَ إلَی دَوراتِ الْمیاهِ.
اتوبوس در ایستگاه ایستاد تا مسافران به سرویس بهداشتی بروند.
2- کَم ساعَةً تَستَغرِقُ السَّفْرَةُ مِنْ مَکَّةَ إلَی الْمَدینَةِ الْمُنَوَّرَةِ؟
مسافرت از مکه به مدینۀ منوره چند ساعت طول میکشد؟
3- السَّیّارَةُ تَنقُلُ أَخشاباً مِنَ الْغابَةِ إلَی مَصنَعِ الْوَرَقِ.
ماشین چوبهایی از جنگل به کارخانهی کاغذسازی منتقل میکند.
4- صُنِعَ جِهازٌ لِتَقلیلِ اِستِهلاکِ الْکَهرَباءِ فی الْحاسوبِ.
وسیلهای برای کم کردن مصرف برق در رایانه ساخته شده است.
5- اَلنِّفطُ سائِلٌ أَسوَدُ تُصنَعُ أَشیاءُ کَثیرَةٌ مِنهُ.
نفت مایعی سیاه رنگ است که از آن چیزهای زیادی ساخته میشود.
اَلتَّمْرینُ الثّالِثُ (صفحهٔ 92 کتاب درسی)
ضَعْ فی الْفَراغِ فِعلاً مُناسِباً.
1- اَللَّوحاتُ التَّحذیریَّةُ .............. الْمُواطِنینَ مِنْ حَفْرِ الْأَرضِ. یُحَذَّرُ / تُحَذِّرُ
تابلوهای هشدار دهنده هم وطنان را از حفر کردن زمین بر حذر میدارد.
2- .................... صَدیقی صورَةً خَلّابَةً عَلَی جِدارِ الْمَدرَسَةِ. یَرْسُمُ / یُرْسَمُ
دوستم تصویر جالبی روی دیوار مدرسه نقاشی میکند.
3- .................... صَوتٌ قَویٌّ مِن بَعیدٍ، فَخافَ الْجَمیعُ. سَمِعَ / سُمِعَ
صدایی قوی از دور شنیده شد و همه ترسیدند.
4- .................... النِّفطُ عَبْرَ النّاقِلاتِ إلَی الْمَصافِی. یَنْقُلُ / یُنْقَلُ
نفت از طریق نفتکشها به پالایشگاهها منتقل میشود.
5- .................... الطَّبّاخُ طَعاماً طَیِّباً فِی الْمَطعَمِ. یَطْبُخُ / یُطْبَخُ
آشپز غذای خوبی در آشپزخانه میپزد.
6- .................... حَلَویّاتٌ لَذیذَةٌ فی مَدینَةِ یَزد. تُصْنَعُ / یَصْنَعُ
شیرینیهای لذیذی در شهر یزد درست میشود.
اَلتَّمْرینُ الرّابِعُ (صفحهٔ 92 کتاب درسی)
اُکتُبْ مُفرَدَ الَْسماءِ التّالیَةِ، مُستَعیناً بِمُعجَمِ الدَّرسِ.
| آبار: بِئر = چاه | مَوانِئ: میناء = دارو | صُخور: صَخر = صخره | سُفُن: سَفینَة = کشتی |
| مَصافی: مَصفَی = پالایشگاه | مَوادّ: مادَة = ماده | أَدویَة: دَواء = دارو | دُوَل: دَولَة = دولت |
| خُطوط: خَطّ = خط | أَنابیب: أُنبوبة = لوله | مَواعِد: مَوعِد = وقت | بُلْدان: بَلَد = سرزمین |
اَلتَّمْرینُ الخامِسُ (صفحهٔ 93 کتاب درسی)
عَیِّنِ الْکَلِمَةَ الَّتی لا تُناسِبُ الْکَلِماتِ الْأُخرَی فِی الْمَعنَی مَعَ بَیانِ السَّبَبِ.
1- وَقود / غاز / نِفْط / حَرْب
سوخت / غاز / نفت / جنگ
2- ناقِلَة / ثامِنَة / طائِرَة / حافِلَة
نفتکش / هشتم / هواپیما / اتوبوس
3- سَماد / مَحَطَّة / ساحَة / مَطار
کود / ایستگاه / میدان / فرودگاه
4- زُبْدَة / جُبْنَة / تَقاعُد / حَلیب
کره / پنیر / بازنشستگی / شیر
5- دَجاجَة / حَمامَة / بومَة / نَفَقَة
مرغ / کبوتر / جغد / هزینه
6- أَحْمَر / أَحْسَن / أَزْرَق / أَصْفَر
سرخ / نیکوتر / آبی / زرد
7- مَوانِئ / أُنبوب / بُلْدان / مُدُن
بندرها / لولهها / کشورها / متمدن
8- صُخور / کُهوف / إنذار / آبار
سنگها / غارها / هشدار / چاهها
